خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
رعنا
آرشیو وبلاگ
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
من نقاشی هستم
یک قلب پاک
ماه من سلام
آواز پرجبرئیل
امانت عشق
سوسک نامه
راه بازگشت
اسرار سکوت
جستجوی جاودانگی
نی نامه
رنگ خدا
راز کوه
توچی می گی من چی میگم
هرم تغذیه
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
طراح قالب : ماكرومديا
آمار وبلاگ

تعریفی دیگر از هنرمند
هنرمند سفر زندگی را از طریق شاهراه در پیش نمی گیرد.
یعنی جاده ای گرفته شده و حاضر که قافله بشریت عادی آنرا می پیمایند و آرام آرام با گم شدگی به پایان می رسانند.
هنرمند به کوره راهی باریک و سنگلاخ پا می نهد.
راهی سردرگم و پیچ پیچ ، که دست نیافتنی است.
زیرا هنرمند سر خود را بلند نگاه می دارد و بر افق پهناور و دور نظری می دوزد. و هر چه بیشتر می رود افق دورتر می نماید.
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٥ - رعنا

تعریفی دیگر از هنرمند
هنرمند در پی یافتن وسیله ای است که با آن عطش درونی خود را فرونشاند او رسالتی بر دوش خود احساس می کند.
رسالتی و باری که به معنای سرچشمه نیرویی قهار – نظیر همان نیرویی که در شکم کوه آتشفشان است. این جریان عظیم در نهاد هنرمند نهفته است. رسالت هنرمند یافتن دهانه آتشفشان است که راهی از آن به بیرون بگشاید.
و پیشکش کند به خود متعالی اش آنچه در آن نهان عظیم نهفته است.
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٥ - رعنا

تلفیق هنر
هنر آمیخته دل پذیری از افسانه و حقیقت و منبع گرانبهایی از عشق و دل دادگی و سفری به بی نهایت و اوج است.
هنر بال پرواز به سوی معبود است. هنر دیدن خود حقیقی است. هنر تعهد شدید در سفر انسان در زندگی متعالی ایجاد می کند.
در هر شاخه از هنر اگر نگاهی متعالی در آن باشد و یافتن خویشتن خویش در آن نهفته باشد خلق آن هنر مفهوم واقعی یگانگی ( توحید ) را پیدا می کند.
دیدن و شنیدن معشوق از طریق هنر متعالی برابر است با نگاه صد چندان معشوق و شنیده شدن متعالی از جانب او و این هماهنگی و یکی شدن پرواز بسوی بی نهایت است.
پيام هاي ديگران () link شنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٥ - رعنا

تعریف دیگری از هنر
هنرمند ساده ترین زندگی ها را به نبردی سهمناک تبدیل می کند و از آن هنری عظیم خلق می کند. چرا که هنرمند متعهد در درون همان سادگی ها گنج ها می بیند. و با عشق و رنج پرده گشایی از این رازهای به ظاهر ساده می کند و این بیان عمیق انسانیت انسان است. که بی هیچ جوابی و منت گذاردن و بی لحظه ای آرام گرفتن خود متعالی و هنر متعالی را هماهنگ و به جهان عرضه می دارد.
پيام هاي ديگران () link شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥ - رعنا

گفتگو هنر با انسان
خطاب هنر به انسان این است که :
وظیفه هنر آن است که روشنایی وجود شما را در جهان پیدا کند. از طریق هنر می شود انسانها را تا بی نهایت راهبری کرد. و به سوی فضایی آزاد رهنمون کرد.
هنر متعالی پیامش را به گونه ای صادقانه بیان می کند که ای انسانها بیایید:
تا در راه مقصود، وجود خود را وقف کنیم. تلاش کنیم. با تمام وجود با تمامی قلبمان دوست بداریم آنچه خالق هنر متعالی دوست دارد.
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٥ - رعنا

نگاهی دیگر به هنر
هنر بیان کننده عمیق انسان است، بی هیچ خودنمایی، بی هیچ منت گذاردن با کمال خضوع و بی لحظه ای آرام گرفتن: و این چنین است که خود هنر اعلام می دارد. که در عین رنج، لذتی وصف ناپذیر از آن برده می شود.
و در واقع هنر محکوم به این رنج و لذت است که خلق کند آنچه باید .
هنر می خواهد ترجمان زندگی مردم ساده باشد.
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٥ - رعنا هنر آنچه را که بدان نیاز هست و موجود نیست می سازد. هنر در ردیف بزرگترین رسالت بشر در روی زمین است. یعنی در ردیف یک کار الهی، یعنی رسالت انسان کار هنریش و ادامه رسالت خدا در کار خلقتش می باشد. و در اینجا این گونه معنا پیدا می کند و آنقدر ارزش پیدا می کند که جزء ذات و فطرت انسان می باشد. 

تعریفی از هنر
انسان نه تنها نیاز دارد که طبیعت و آدمها را بشناسد بلکه نیاز به این دارد که خودش، خودش را بشناسد. مجهول ماندن در برابر خود درد بزرگی است.
هر عملی که انسان را در برابر خودش قرار بدهد نیاز او را برآورده می کند.
هنرمند آثار هنری اش را دوست دارد. بخاطر اینکه تکه ای از خودش است که هیچ وقت نمی توانسته آنرا ببیند. و این اثر هنری کمک کرده به شناخته شدن انسان، پیش خودش و هم شناخته شدن انسان نزد دیگران، بخاطر اینکه اگر این اثر در درون من بصورت مجرد پنهان بود و بصورت عینی تجسم خارجی پیدا نمی کرد دیگران نمی توانستند مرا ببینند. هنر باعث شد من در برابر خودم و دیگران شناخته شوم. این نیاز است که باعث خلق آثار هنری می شود. به نظر من هنر درامی است از آنچه که در دل طبیعت پنهان شده و یا فراموش شده و از نظر دور مانده . انسان چه چیز را با این همه رنج و زحمت درست می کند؟
آنچه را که نیست و باید باشد.
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٥ - رعنا

اشتیاق یافتن
از فراز قله تاریخ، انسان را می بینم که در جستجوی یافتن راهی به آن سو، دست به آسمان برداشته یا چشم در چشم آفتاب دوخته یا در برابر شعله ای مرموز آتش، نشسته و بدان خیره مانده و در آرزوی نجات، نشئه نیاز را سرشار از اخلاص و اشتیاق با خویش زمزمه می کند.
بیگانگی از این عالم او را بی قرار و به شدت دلزده از زمین می کند. می خواهد راه گریزی بیابد. می خواهد چیزی که نیست خلق کند یا چیزی که فراموش شده. این جان بی قرار بارها و بارها مرگ را تجربه می کند.
و چون عقاب تیزبین می شود. که شاید بر این جان بیمار و ناتوان درمانی بیابد.
و به دنبال فطرت گمشده، هنر را بر می گزیند.
هنرمند احساسش از مرز هستی می گذرد و آنجا هر چه هست پایان می گیرد. و ادامه می یابد و تا بی نهایت دامن می گستراند.
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥ - رعنا

رنج و سرمستی
در ادامه رنج و سرمستی میکل آنژ، من هم با همراهی او به سرمستی و شناخت زیبایی می رسم و هر لحظه این سفر برایم تعالیم متعالی و شگرفی دارد.
این عاشق هوشیار مرا هم به مسیر بی نظیر وهماهنگی رهنمون کرد.
آنجا که میکل آنژ این گونه هنرمندانه به عشق می نگرد. و عشق را چون گنج جاودان محافظت می کند. و این گوهر را در وچودش چونان مرواریدی در دل صدف رشد و پرورش دهد. تا با آن تجلی خود الهی اش را کشف کند.
میکل آنژ در این باره چنین می سراید.
وقتی عاشق شدیم آن عشق باید پایدار بماند. که عشق نادر و عاشق شدن آسان نیست. او آن چنان عشق را در وجودش زنده و پایدار نگه می داشت و آن چنان با لطافت عشق، سنگ سخت را تبدیل به نرم ترین و لطیف ترین ها می کرد که گویی مومی در دستان عاشق، میکل آنژ است. این هم معجزه عشق راستین که از درون سنگ سخت و در ظاهر سرد زیباترین جلوه های خداوند با اذن عشق، اذن خروج پیدا می کنند.
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٥ - رعنا